خداوند «واعتصموا بحبل الله» را بیان میدارد، یعنی وحدت حول حبل الله مقبول و مطلوب است نه هر وحدتی.
محور سخنان علامه مصباح یزدی در جمع تعدادی از دستاندرکاران پایگاه اطلاعرسانی رجا(8 اسفند 91) :
*هدف این رسانه باید انجام وظیفه الهی و پاسخگویی به خداوند متعال باشد.
*همه رسانهها دوست دارندتا جدیدترین اخبار را سریعتر به دست آورده و با آب و تاب خاصی مخاطب بیشتری را جذب کنند، و از آنجا که جذب مخاطب برای آنها اصالت دارد، خیلی به صحت و سقم مطالب پایبند نبوده و اگر موافق حزب یا گروهی نیز باشند سعی در جهت دهی اخبار و تفسیرها به نفع حزب خود دارند، ولی یک رسانه انقلابی اولا موظف است که تنها اخبار صحیح را بیان کند، و ثانیا حتی برخی از اخباری که کاملا صحیح و مستند است را نیز گاه به خاطر برخی مصلحتها نباید منتشر کند، لذا رسانههای ارزشی این محدودیت را دارند.
*گاه مطلب یک رسانه، موضع یک جمع و گروه خاص تلقی میشود، لذا باید بسیار دقیق عمل کند، و از آنجا که اتفاق نظر همگان در یک مطلب بسیاردشوار است، باید عدهای با سازوکاری معین، مشخص شوند تا تصمیمات مربوط به اعلان مواضع سیاسی به آنها سپرده شود.
*عضو خبرگان رهبری با اشاره به اینکه حتی گاهی در بین این عده مشخص شده نیز
اختلاف نظرهایی پیش میآید که به سادگی رفع نمیشود، اظهار داشت: این مسأله
نه فقط مشکل رسانه، بلکه مشکل بسیاری از گروههای سیاسی نیز هست که گاهی
با نظر اکثریت موضع خاصی پذیرفته میشود، ولی گاهی نیز در اتخاذ موضع
بهقدری بایکدیگر متفاوتند که هیچیک از نظر خود کوتاه نمیآیند و منجر به
انشقاق میشود، و این مسأله از بزرگترین مشکلات فعالیتهای سیاسی است.
*وی با اشاره به اینکه به نظر میرسد در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نیز با چنین اختلاف نظری مواجه باشیم اظهار داشت: مروری بر تاریخ سالهای اخیر میتواند سبب شود که بزنگاههای بحث و عوامل اختلاف مشخص شود و حتی با تدبیراز آن اختلافات جلوگیری شود.
*آیتالله مصباح یزدی با اشاره به جریانهای موجود در کشور ادامه داد: با
صرف نظر از آن عدهای که معلوم شده است که از ابتدا دل در گرو انقلاب
نداشته اند و یا کم کم تغییر موضع داده اند، این بحث مربوط به کسانی است که
در یک جبهه حضور دارند ولی دارای سلایق و نظرات مخالف و گاه متناقض هستند.
*برخی از این افراد میدانند که اشتباه میکنند، اما به خاطر منافع خودشان
از موضع خاصی حمایت میکنند که شبیه به مواضع کسانی است که دل در گرو
انقلاب ندارند، اما سخن خود را توجیه میکنند.
*عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه شایسته است رسانه شما پژوهشی در خصوص انواع
این رفتارها و مواضع و توجیهات آنها انجام دهد که معمولا از سخنان رهبری،
امام(ره)، تاریخ و حتی قرآن نیز بهره میجویند، اظهار داشت: باید از لحاظ
تئوریک و فکری مسأله را برای خود حل کنیم، چرا که ما نیز در معرض این آفات
قرار داریم.
*وحدت در سطوح مختلف مطرح میشود. گاه وحدت در سطح ملی مطرح میشود که ملت
ایران را دارای هویت واحدی میدانند که نباید لطمه بخورد، و لذا میگویند:
باید همه کسانی که عنوان ایرانی بر آنها صدق میکند با هر نوع مذهب و طرز
فکر و گرایش سیاسی که دارند، جمع کرد تا ملیت محفوظ بماند.
*گاهی نیز ورشکستگان سیاسی که در آستانه سقوط و حذف قرار گرفته اند، دم از
وحدت میزنند، در حالیکه تا زمانی که قدرت در دست آنها بود، اصلا وحدتی
نمیشناختند و وحدت را مطرح نمیکردند.
*وی با اشاره به عدم ارزش ذاتی وحدت اظهار داشت: اگر چنین بود اهل بیت(ع) نیز برای وحدت نباید ولایت را مطرح میکردند. بعد از وفات پیامبر(ص) نیز فقط 3 الی 12 نفر مخالف سقیفه بودند، آیا صحیح بود که آنها نیز با بقیه وحدت میکردند؟ در عاشورا نیز تنها 72 نفر مقابل 30 هزار نفری که ظاهرا مسلمان هم بودند، جنگیدند، آیا آنها نیز باید وحدت میکردند؟
*خداوند «واعتصموا بحبل الله» را بیان میدارد، یعنی وحدت حول حبل الله مقبول و مطلوب است نه هر وحدتی.
*آیتالله مصباح «ملیت و ایرانیت» را نیز از دیگر عناوینی نام برد که گاهی
بر آن تأکید میشود و افزود: در این نگاه ملیت به عنوان ارزش تلقی میشود و
هرگونه برخوردی که موجب رنجش گروهی از ایرانیان باشد مردود دانسته میشود،
چرا که وحدت ملی را خدشه دار میکند، ومیتوان نمونه بارز این برخورد را
در دوره اصلاحات مشاهده کرد که یکی از رؤسای جمهور معمم کشور برای اینکه
عدهای خوششان بیاید حدیث غدیر را تحریف کرد تا آرای اهل سنت را جلب کند.
این درحالی بود که علما سالها زحمات زیادی کشیدند و خون دلها خوردند تا
ثابت کنند از حدیث غدیر، ولایت علی(ع) اثبات میشود، اما یک رئیسجمهور به
سادگی معنای ولایت در این حدیث را به دوستی تقلیل داد.
*وی با اشاره به این واقعیت که همه مردم ایران یک مذهب ندارند، اظهار داشت:
نباید انقلاب اسلامی را به خاطر وجود چنین اختلافاتی کنار گذاشت، و حقایق
را وارونه جلوه داد، همانگونه که در اوائل انقلاب کسانی بودند که علیرغم
اینکه مؤمن و متدین بودند، از جمهوری دموکراتیک حمایت میکردند، اما
امام(ره) فرمودند جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.
*مرز و ملاک ایرانی بودن مشخص نیست، چرا که در دوره ساسانیان عراق جزئی از ایران بود. آیا از نظر ملیگرایان، آنها هم ایرانی و دارای همان ارزش هستند، یا فقط مرزهای جغرافیایی قراردادی امروزی (که امکان تغییر در آن وجود دارد) ملاک است؟
*حتی اگر بپذیریم که بر اساس گرایش ناسیونالیستی (که آن هم دارای اعتبار عقلی نیست)، ایرانیت ارزشی اعتباری داشته باشد، آیا میتوان آن را به عنوان موضوعی در مقابل اسلام عنوان کرد؟ جالب توجه این است که همین افرادی که دم از ملی گرائی زده و دوره اسلام را تمام شده میدانند، گاه در یک سخنرانی به فاصله چند جمله از یکدیگر بحث انترناسیونالیسم و اومانیسم را نیز مطرح میکنند که با ناسیونالیسم و ملیگرایی تناقض دارد.
* شما اگر میخواهید به عنوان یک گروه سیاسی، و یا صنفی از مجموعه انقلابی
ایران، انجام وظیفه کنید، باید خیلی از مسائل را برای خود حل کنید و مبادا
دنبال شعاری بروید که پایه و اساسی نداشته باشد.
* گاهی نیزاین اختلافات در بین انقلابیون به وجود میآید که البته مشکلات
ناشی از آن شدیدتر است و بازتابهایی فرهنگی در جامعه ایجاد میکند که اثرات
مخرب آن به سادگی پاک نمیشود، لذا باید همگی برای حل مسائل تلاش کنیم.
اما این که بگوییم چون خطرناک و دشوار است باید کنار بکشیم، صحیح نیست،
بلکه باید وارد میدان شد، اما برای مصون ماندن از خطر انحراف باید کاملا
شرایط را درک کرده، با حساسیت قدم برداشت و در این راه برخداوند متعال
توکل کرد.
*همچنین باید نگاهمان به اشارات رهبری باشد و صادقانه بخواهیم تابع او
باشیم، نه اینکه سعی داشته باشیم نظر ایشان را با توجه به نظر خودمان تفسیر
کنیم.
*عدهای سوابق انقلاب خوبی داشته و نظر رهبری را فصل الخطاب عنوان میکنند و
خود را تابع رهبری میدانند، اما با در نظر گرفتن منافع خود، به جوسازی
پرداخته و با قرار دادن رهبری در مقابل عمل انجام شده، سعی میکنند تا نظر
خود را بر رهبری تحمیل کنند. این بزرگترین کار شیطانی است که در قالب وظیفه
شرعی صورت میگیرد، لذا باید در تبعیت از رهبری صادقانه عمل کنیم و در این
صورت خداوند هم هدایتمان خواهد کرد.
*وقتی جبهه پایداری تشکیل شد، سه برنامه عملی برای آن در نظر گرفته شد:
اخلاص در برابر خدا، اطاعت در برابر رهبری، و صداقت در برابر مردم. یعنی
باید با همه مردم صادق بود، نه اینکه در پشت پرده، برنامه ریزی کرد و در
ظاهر عوام فریبی کرد. عدهای دائم چهره عوض میکنند، اما مردم بسیار باهوش
هستند و حتی بهتر از خواص متوجه میشوند، لذا هرکس بخواهد رنگ عوض کند،
دستش برای مردم رو میشود، البته بگذریم از اینکه عدهای دائم رنگ عوض
میکنند و مردم هم آنها را شناخته اند، ولی بازهم از رو نمیروند.
*نباید فراموش کنیم که اگر مخلصانه در راه خدا کار کنیم، مشمول دعای حضرت ولی عصر(عج) خواهیم شد.
*بدون شک تعالیم اسلامی اقتضا میکند که انسان آرمانگرا بوده، به هیچ حدی
از کمال قانع نشود و به دنبال رسیدن به قلههای کمال انسانی و الهی باشد،
اما آرمانگرائی با واقع نگری عملی همسو نیستند، لذا علیرغم اینکه همه
پیامبران آرمان گرا بودند، اما شرایط عینی جامعه اجازه تحقق کامل آرمانها
را به آنها نداد و به جز در موارد معدودی، انبیاء نتوانستند حکومت الهی
کاملی تشکیل دهند.
*خاتم پیامبران(ص) نیز در طول سالهای بسیار و با تحمل زجرها و رنجهای
بسیاری به تشکیل حکومت اسلامی و هدایت بشر پرداخت و برای حکومت صالح بعد از
خودش نیز سفارش کرد و به شدت بر آنها تأکید کرد، اما بلافاصله بعد از
وفات رسول گرامی اسلام(ص) در حالی که هنوز بدن مطهرش دفن نشده بود، انحراف
آغاز شد و هنوز هم اثرات این انحراف موجود است.
*این استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه حضرت علی(ع) مدت کوتاهی موفق به تشکیل حکومت شدند، اظهار داشت: حتی در این مدت کوتاه نیز حضرت علی(ع) دائما در حال جنگ بودند، در حالیکه قبل از آن، جنگ ها تنها میان مسلمانان و کفار بود، اما جنگهای حضرت امیر(ع) با مسلمانانی بود که علیه ایشان خروج میکردند.
*وقتی شخص معصوم در رأس کار بود، شرایط مطلوب مهیا نشد، چه برسد به زمانی که
حکومت غیر معصوم باشد که در آن احتمال خرابکاری بیشتر است، چون اولا انسان
قابل تغییر است و میتواند اصلاح و یا فاسق شود، و لذا اگر روزی به او
اعتماد شد، دلیل نمیشود که وی تا آخر قابل اعتماد باشد، و ثانیا گاهی از
ابتدا ریشههای فساد و انحراف در آدمی وجود دارند که به تدریج و به مرور
زمان بروز میکنند، و ثالثا عدهای ممکن است از همان اول منافقانه عمل
کرده، و از همان ابتدا تظاهر و ریاکاری کرده باشند.
*حتی اگر کسی خوب و متعهد به ارزشهای اسلامی بود و هیچ تظاهر و ریاکاری یا
فساد ریشهای در او وجود نداشته باشد، این دلیل نمیشود که مدیریت خوبی هم
داشته باشد، و همچنین اگر کسی مدیر بسیار خوب و موفقی باشد دلیل بر پایبندی
وی به ارزشهای اسلامی نمیشود.
*به عنوان نمونه کمیل فرد بسیار خوبی بود، اما این دلیل بر مدیریت خوب او
نبود، همچنین گاهی امام معصوم احتیاج به کسی دارد که یک بعد برجسته داشته
باشد، هرچند نقطه ضعفهای او فراوان باشد، به عنوان نمونه در زمان حکومت
حضرت علی(ع) وقتی در آذربایجان ایران شورشی رخ داد، حضرت کسی را برای آرام
کردن منطقه فرستادند که نه سابقه خوبی در اسلام داشت و نه دارای تقوای
بالایی بود، اما در خاموش کردن شورش موفق بود.
*آیتالله مصباح یزدی با اشاره به اینکه هرگز نمیتوان توقع داشت که مسئولین
نظام اسلامی هیچ عیب و نقصی نداشته باشند ادامه داد: غیر از آنچه خداوند
به مردم ایران مرحمت داشته و فردی چون امام(ره) و جانشینش را به ما عطاکرده
است که در تاریخ بشریت کم نظیر بوده اند، نمیتوان کسی یافت که بیعیب و
نقص باشد، لذا باید برای انتخابات ریاست جمهوری اصلح نسبی را شناسایی کرد و
تلاش نمود تا بهترینهای نسبی سرکار آیند.
*از نگاه یک نفر اصلح کسی است که مدیریت بهتری داشته باشد و از نظر دیگری
اصلح کسی است که بهترین اقتصاد دان باشد و از نگاه شخص دیگر اصلح کسی است
که بیشتر ارزشهای دینی را رعایت کند.
*دو نوع اولویت وجود دارند، اولویت مطلق که آن پایبندی به ارزشهای اسلامی
است، و اولویت موسمی که بستگی به شرایط و وضعیت دارد، لذا ابتدا در
انتخابات باید دقت کرد کسی که حد نصاب پایبندی به ارزشهای اسلامی را داشته و
دارای اولویت موسمی نیز هست، مورد نظر قرار گیرد.
*لذا باید با در نظر گرفتن برآیند اولویتها اصلح نسبی را شناسایی کرد، چرا که همانگونه که گفته شدیافتن اصلح مطلق تقریبا ناممکن است.
*رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اولویت اصلی را پایبندی به
ارزشهای اسلامی دانست و خاطر نشان کرد: مادران شهدا فرزندان خود را برای
تأمین شکم فدا نکردند و وصیت نامههای همه شهدا پایبندی به ارزشهای اسلامی و
ولایتفقیه را گوشزد میکنند. بنابراین به عنوان نمونه اگر نامزد انتخابات
خیلی به حرام و حلال توجه نداشته و از هر راهی برای تبلیغ و جذب رأی تلاش
میکند، قطعا گزینه خوبی برای رأی دادن نیست.
*به نظر بنده در بین سیاستمداران تنها کسی که واقعا ولایتفقیه را از عمق
جان باور داشت و پیروی از امام(ره) را بر خود واجب شرعی میدانست، مرحوم
رجائی بود، در حالیکه بعدها کسانی بر سرکار آمدند که نه تنها اشارات بلکه
دستورات صریح رهبر معظم انقلاب را زیرپا میگذاشتند، لذا نامزد انتخاباتی
که اعتقاد به ولایتفقیه ندارد و گاهی حتی ولیفقیه را برای خود یک رقیب
میداند، قابل اعتماد نیست.
*وی در پایان با اشاره به اینکه هرگز از لطف اهل بیت(ع) مستغنی نیستیم، افزود: توکل بر خدا و توسل به اولیای خدا در هیچ شرایطی نباید مورد غفلت و فراموشی واقع شود.